تبليغاتX
واحه
در معماری، طنز، ادبیات، هنر و نوشته هایی انتقادی، اجتماعی
 

 

 

یاری خدا نزدیک است

 

 

 

 

 

 

 با کلیک روی لینک "یاری خدا نزدیک است "متن بیانیه را بخوانید.

نامهء خاتمی به شاهرودی "احساسمان این بود که ما هم جزئی از نظامیم؛ البته با تعریفی که از نظام داشتیم" 

حمله شدید شريعتمداری به میرحسین

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/13ساعت 22:20  توسط واحه  | 

 

بعد از مدتها رفتم خانهء هنرمندان، چند کتاب خریدم: "نامه هایی به یک ناشناس" از آنتوان دوسنت اگزوپری که حُسن مهمش کوتاهی اش بود و اینکه ظرف پانزده دقیقه تمامش را خواندم، کتابی با نام "پابلو پیکاسو"، دو مجموعه از گزیده قصه های صمد بهرنگی و شمارهء ۱۸ و ۱۹ فصلنامهء نشان... در فضای نگارخانه گشتی زدم و تنها سه نقاشی از بین تمام کارها خوب بود و ارزش نمایشگاهی بودن را داشت، ویترین های پر از زیورآلات ابتکاری و سرامیک ها و صنایع دستی های امروزی را تماشا کردم و بعد راهرو را پشت سر گذاشتم و در اصلی ساختمان را و پله هایی را که در دو سویشان شمعدانی ها خودنما و زیبا نشسته اند و محوطه را... و در ماشین نشستم و حس کردم حالم خوب است! خوب!

حالم خوب است و ذهنم پُر، پُر از چراهایی که همه بی پاسخ مانده اند، پُر از پرسش هایی که نمی دانم از که باید پرسیدشان... برای پدر دلتنگم... برای نگاه خسته اش، برای شانه های پُر مهرش، برای غرور و تواضعش، برای سکوتش، برای لبخندهایی که سالهای آخر دیگر بر لب نداشت، برای حضورش، برای بودنش، برای شانه به شانه اش راه رفتن، چقدر اینروزها همه جا هست، هست اما نیست، نمی بینمش اما گویی نگاه نگرانش را حس می کنم، نگاهی پُر از غم...

ظیط ماشین می خواند: دلیل اینکه آرومم امید لمس دستاته، همین لبخند پنهانی کنار لحن گیراته... دانه های اشک روی گونه ام می لغزند، چشمهایم تار می بیند، با آستین اشکهایم را پاک می کنم، رانندهء عصبی کناری دستش را روی بوق می گذارد، کنار می ایستم... این بغض سنگین مدتها نفسم را بسته بود، درست یادم نیست چند وقت، چه مدت، این نفسهای بریده بریده عطش اشک داشته اند... 

در آینه نگاه می کنم تا مطمئن شوم چهره ام دگرگون نیست... پیاده می شوم، برای خرید غذای گربه های محله، به سمت مغازهء همیشگی می روم، پسرک ۱۷، ۱۸ سالهء فروشنده با تعجب نگاهم می کند و من فکر می کنم خدا کند در چهره ام دگرگونی ندیده باشد وگرنه الان با ذهن ساده و هنوز نوجوانانه اش! فکر می کند این حال و هوای یک ماجرای عاشقانه است! به هر حال رفتار و حرف زدنم که عادی ست مثل همیشه، اندک تغییر چهره ام را هم شاید بگذارد به حساب شدت گرما!...

... با انبوهی از پرسش های بی پاسخ، با اینهمه چراهایی که گرچه پاسخ بسیاری را می دانیم اما توان تغییرشان در ما نیست، غرق در روزمرگی ها می شویم، تا مشغله های بیهوده، مرهمی شود بر تمام فکرها و چراها و دردهایی که راه گلویمان را گرفته اند و نفس را بریده بریده کرده اند... 

حالم خوب است... خوب... 

 

پی نوشت:

"روزها و سوزها" نام کتابی ست، که سالها پیش خواندم الان هیچ چیز از مضمون کتاب در خاطرم نیست اما در سالهای نوجوانی که آنرا خواندم دوستش می داشتم، درست یادم نیست اما به نظرم مجموعه داستانی بود از نویسنده های ناشناس! نمی دانم بعضی کتابهای کودکی ام چه شده اند و کجا هستند!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/12ساعت 0:54  توسط واحه  | 

 

پیش از اینها نسبت به تمام مسئولین نظام و به ویژه احمدی نژاد، تنها حسی توام با تحقیر و تمسخر داشتم! به نظرم مسخره می آمد که یک آدم با حد و اندازه و توانی محدود، ادعاهایی بزرگ داشته باشد مانند مورچه ای که خودش را سلطان جنگل تصور کند!

اما در هفته های پس از انتخابات، احساسم نسبت به همه مسئولین نظام، نفرت و انزجار ست، تنفر از دامنهء گستردهء خیانت و آلودگی شان...

آدمهایی بسیار بسیار بزرگتر از مسئولین فعلی در مدت این سی سال بر مسندهای گوناگون اجرایی و قضایی تکیه زده اند، بزرگترین شخصیت این نظام، بنیانگذار انقلاب بود که هیچوقت دچار توهم خودبزرگ بینی نبود، همیشه حتی در مخاطب قرار دادن رییس جمهور آمریکا، از پیشوند "آقا" استفاده می کرد مثلا: "آقای ریگان"، با ادبیات ویژهء خودش، حریف را به سکوت وا می داشت، هرگز اهل خودستایی و فریب دادن مردم نبود، هرگز افرادِ خارج از حلقهء نزدیکانش را غیرخودی نمی نامید، هرگز به شکل علنی و صریح از شخصی در برابر خواست مردم حمایت نمی کرد، هرگز در هیچ انتخاباتی به هیچ کاندیدایی ابراز علاقهء ویژه نداشت تا شائبهء تبلیغات برای یک فرد ایجاد نشود، او نیز همچون همه سیاستمداران اشتباهاتی داشت: ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، اعدامهای گستردهء هواداران سیاسی احزاب بدون محاکمه، برکناری ناگهانی منتظری و... با تمام اینها به دلیل پاک بودن از فساد اقتصادی و تاکیدش بر نظامی مبتنی بر آرای مردم، تا همیشهء تاریخ در ذهن عموم مردم ایران، یک شخصیت کاریزمایی و محبوب باقی خواهد ماند...

یادم هست در سریال امام علی علیه السلام، جایی عمروعاص با حسرت می گوید: "وقتی نمی توانی علی باشی، معاویه می شوی، و وقتی نمی توانی مالک اشتر باشی، عمروعاص می شوی" و من در ذهنم مرور می کنم: وقتی نمی توانی خمینی باشی، خامنه ای می شوی! و وقتی نمی توانی خاتمی باشی، احمدی نژاد می شوی!

واکنش ‌موسوی به تایید انتخابات

مهدی كروبی:تا آخر عمر پای مردم و انقلاب ایستاده‌ام/بابت این حسن ظن به مسئولین از مردم عذرخواهی می‌كنم

آقای احمدی‌نژاد خون انگلیسی‌ها چه رنگی است؟

افروغ: رفتار صدا و سیما هیزم‏کشی آتش بود

همراهی و حمایت قاطع مجمع روحانیون مبارز از مردم و میرحسین موسوی

 حمایت کامل "مجمع روحانیون مبارز" از موسوی

دربارهء مجمع روحانیون مبارز

رسایی: علت باج دادن باهنر را اعلام می کنم

خاتمي: بايد جلوي خدشه‌دار شدن اعتماد عمومي را بگيريم

رسانه‏های برگزیده انتخابات معرفی شدند!

ماجرای شاهد و روباه و دم!

شهادت یزدی درباره انتخابات!

بیانیه جدید مجمع روحانیون مبارز: متاسفیم که راهکارهای منطقی و خیرخواهانه به نتیجه نرسید

نامه کروبی به شورای نگهبان: ابطال انتخابات را اعلام کنيد

 

پی نوشت:

صدای الله اکبر از پشت بامهای محلهء ما، هر شب بیشتر از شبهای پیش بالا می گیرد و شعارها هرشب صریح تر از شبهای گذشته... جدیدترین شعار امشب: " اشک تمساح نمی خوایم، دولت مصباح نمی خوایم"

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/09ساعت 10:55  توسط واحه  | 

 

رسوبات جاهلیت در دل متعصبان، به شکلهای تازه تری از بت پرستی رسیده است! آنچنان بت بزرگی ساخته شده که هیچکس را یارای پرسشی از او نیست! و "انتقاد"، مصداق کُفرگویی شمرده می شود!

پس از گذشت سه دهه از انقلابی که با انگیزهء محو دیکتاتوری و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش اتفاق افتاد، برگشته ایم به همان جای اول! باز هم دیکتاتوری! ظواهر تغییر یافته، "تاج" به "عمامه" و "آریامهر" به "آیت الله" تغییر یافته اند، اما ذات و ماهیت، همان ذات پیشین است، بلکه ناپاک تر... محمدرضا شاه خود را شاه ایران و ولی نعمت مردم می دانست و سلطنت را ارث پدری و خود را صاحب خاک ایران و صاحب جان مردم، اما ادعای دینداری نداشت، خود را همانگونه که بود ابراز می کرد، اهل ریا و تظاهر نبود، لااقل در آنچه که می گفت با مردم صداقت داشت! به نام دین آدم نمی کشت!

مقایسه کنید با فردی که از تریبون رسمی نماز جمعه علنی اعلام می دارد: " اگر قانون را زير پا بگذارند، مسئول خون‌ها خواهند بود " این جمله دهان به دهان میان مردم می گشت، همه می گفتند: حکم تیر صادر شده و فردای همین جمعه بود، که "ندا " و صدها نفر مردم بی گناه دیگر به خون کشیده شدند...

"حکم حکومتی" همان حق وتوی مقام سلطنت نیست؟! مجلس خبرگان که وظیفه اش نظارت بر عملکرد رهبری ست، مجلسی فرمایشی و تشریفاتی نیست؟! آیا هیچیک از ما در بیست سال گذشته، نمونه ای از نظارت مجلس خبرگان بر عملکرد رهبری سراغ داریم؟!

پس از گذشت سه دهه از انقلابی که عظیم ترین سرمایه های انسانی هزینه اش بوده است و پس از قربانیان فراوانی از طبقهء نخبگان دانشگاهی که در زندان های ساواک، در جنگ ایران و عراق، در زندانهای جمهوری اسلامی ایران و اینروزها در کوچه و خیابان کشته شده اند ما با دستهایی پُر از خالی، پُر از هیچ، در ماتم روزهای پُر از سوگِ گذشته و پُر از ابهام آینده ایم...

سرنوشت ما را دستهای پنهانی می نویسند که برای مشروع جلوه دادن تقلب، فتوا می دهند، افرادی که مردم را خس و خاشاک، منافق و خوارج لقب می دهند، خود مصداق حقیقی نفاقند، با تئوری کهنه و پوسیدهء "هدف، وسیله را توجیه می کند" همهء اعمال خلاف قانون خود را توجیه و مشروعیت می بخشند...

حکومتی که دَم از انرژی هسته ای می زند و آمادگی برای ظهور امام زمان! "شِکر" از برزیل و چین وارد می کند! در حالیکه خوزستان به دلیل مزارع انبوه نیشکر "خوزستان" نام گرفته! 

ما به تاوان کدام گناه لایق چنین زمامداران زبونی گشته ایم؟!

نامهء عبدالعلی بازرگان به رهبر

انصار نیوز یا انصار شیطان؟!

انصار نیوز ربطی به ما ندارد

عکس: پیشگویی رای 24 میلیونی احمدی‏نژاد  

نوشته های این آدم بیشتر به عقده گشایی های یک بیمار حاد روانی می ماند!

 پی نوشت:

از همهء دوستانی که مرا دعوت می کنند به صبر و سکوت و احتیاط، ممنونم و می دانم که حق با شماست، "احتیاط" شرط عقل است، اما :

"نبود بر سَر آتش، مُیسرم که نجوشم!"

به خدا پناه می برم از گزند گمراهان و بدخواهان.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/05ساعت 22:2  توسط واحه  | 

 

و سرانجام همچنان که از شورای نگهبان انتظار می رفت: كدخدايي: هیچ تخلفی در انتخابات صورت نگرفته. واقعا این مغزهای متفکر اصولگرایان نمی دانند چرا صدا و سیما از شنیدن صدای معترضین به انتخابات می ترسد؟! حکایتِ معروفِ:

 " خائِن، همیشه خائِف است "

 قبول! ما بازی خوردیم! ما باختیم! اعتماد ما از اساس، به دولتِ متقلب و وزارت کشور متقلبش، یک اشتباه بزرگ بود، ما به اندازهء کافی شاهد و گواه بر متقلب بودن دولت داشتیم، پس باید پیش از انتخابات چنین سرنوشتی را پیش بینی می کردیم و با تحریم انتخابات، بی تفاوتی مان را به رُخ می کشیدیم، قبول! اینها اشتباه ما بود، اما دولت جعلی و متقلب فعلی، دولتی بدون پشتوانهء اعتماد مردم خواهد بود، دولتی که در چشم مردمش حقیر و ذلیل و زبون باشد، در هیچ جای جهان سربلند نخواهد بود، رسوایی به آنجا رسیده است که رفیق شفیق دولت، هوگو چاوز رییس جمهور ونزوئلا از دنیا بخواهد که برای دولت ایران، احترام قائل شوند!

غیبت سران مجلس در دیدار با احمدی‏نژاد

بازداشت 25 کارمند «کلمه سبز»

بيانيه جمعي از طلاب حوزه علميه قم خطاب به مجمع روحانيون

حامیان دولت: لاریجانی مامور هاشمی است!

بی اعتنایی احمدی نژاد به ضرب الاجل مجلس

طنز تلخ ابراهیم نبوی خواندنی ست، به دلیل فیلترینگ امکان گذاشتن لینک اصلی در اینجا نبود:

"در رابطه با اینکه تا ابطال انتخابات نهضت ادامه داشته و ما قصد داریم یاواش یاواش خودمان را برای رفتن به نماز جمعه و عرض ارداتی به درازی تاریخ وو کلفتی جغرافیا به مسوولان کشور و بخصوص رهبر معظم انقلاب که برای نماز تشریف می آورند، آماده نموده و از این طریق بدون زدن مشت محکم به افزایش فضای سبز در نماز جمعه کمک کنیم، از کلیه عزیزان خواهش می کنیم به سووالات زیر پاسخ داده و جواب آن را هر کار می خواهند بکنند.

 

سووال اول: آیت الله ناصر مکارم شیرازی گفته است: " مردم صفوف خود را از منافقان کوردل جدا کنند." بهترین وسیله برای جدا کردن این صفوف از همدیگر از چه راهی ممکن است؟

گزینه اول: با سپر

گزینه دوم: با قمه

گزینه سوم: با چماق

گزینه چهارم: با گاز اشک آور

 

سووال دوم: چه کسی در تقلبات انتخاباتی ایران دست نداشت؟

گزینه اول: احمدی نژاد در تقلب دست داشت.

گزینه دوم: محصولی در تقلب دست داشت.

گزینه سوم: هاشمی ثمره در تقلب دست داشت.

گزینه چهارم: خودش می داند منظورم کیست.

 

سووال سوم: صدا و سیما دیشب از قول پلیس به مردم اعلام کرد از ساعت هشت شب از خانه بیرون نروند، چرا؟

گزینه اول: چون شب ها باید روی پشت بام برویم

گزینه دوم: چون بیرون هوا سرد است

گزینه سوم: چون هیچ جا مثل خانه آدم نمی شود

گزینه چهارم: چون حکومت نظامی شاخ دارد ولی دم ندارد

 

سووال چهارم: از کجا می فهمیم که یک دست پنهان پشت یک انتخابات بوده است؟

گزینه اول: از چماقی که توی سرمان می خورد.

گزینه دوم: از گاز اشک آوری که دودش توی چشم ما می رود.

گزینه سوم: از سنگی که به پای مان می خورد.

گزینه چهارم: دست پنهان نباشد که این همه درد نمی گیرد.

 

سووال پنجم: با توجه به اینکه دولت و مخالفانش معتقدند رای مردم را به دست آورده اند، لطفا بگوئید مردم چه کسانی هستند؟

گزینه اول: کسانی که تلویزیون نشان می دهد.

گزینه دوم: کسانی که بلدند کتک بزنند.

گزینه سوم: کسانی که عکس شان چاپ می شود.

گزینه چهارم: رئیس جمهور و فامیل اش.

 

سووال ششم: آقای محتشمی گفته است " آمار 70 درصد حوزه های انتخابیه بیش از واجدین شرایط است." چرا مردم هفتاد درصد حوزه های رای گیری بین 102 تا 140 درصد خودشان بودند؟

گزینه اول: چون مردم ما خیلی زیادند، حتی بیش از صد درصد.

گزینه دوم: چون ارواح بابای مسوولان هم در انتخابات حضور داشتند.

گزینه سوم: چون شهیدان زنده اند و ممکن است رای بدهند.

گزینه چهارم: بیخودی برای چی دنبال دلیل می گردید؟

 

سووال هفتم: اگر یک رئیس جمهور محبوب با 63 درصد آرا انتخاب شده باشد، یک روز پس از انتخابات به چه وسایلی نیاز ندارد؟

گزینه اول: پلیس ضد شورش

گزینه دوم: لباس شخصی

گزینه سوم: گاز اشک آور و باتوم و سپر برای شمارش آرا

گزینه چهارم: دستگیری مخالفانش

 

سووال هشتم: اگر یک محسن رضایی پس از شمارش 30 میلیون رای 630 هزار رای آورده و پس از شمارش 34 میلیون رای تعداد آرای او 580 هزار رای بشود، این 50 هزار رای کجا رفته است؟

گزینه اول: به درک

گزینه دوم: به درک اسفل السافلین

گزینه سوم: به جهنم

گزینه چهارم: تبدیل به انرژی شده است

 

سووال نهم: آیت الله خامنه ای گفت: " جناح پیروز و جناح غیر پیروز انتخابات یکدیگر را عصبانی نکنند." منظور وی از این جمله چه بوده است؟

گزینه اول: می خواست بیشتر عصبانی کند.

گزینه دوم: عزیزان! اگر عصبانی شدید توی سرتان می زنیم.

گزینه سوم: عزیزان! نذار عصبانی بشم ها.

گزینه چهارم: عزیزان! آدم وقتی کتک خورد نباید عصبانی بشود

 

سووال دهم: یک رئیس جمهور در انتخابات تقلب کرده است، شرایط لازم برای چنین رئیس جمهوری چیست؟

گزینه اول: قبلا هاله نور دیده باشد

گزینه دوم: وزیرش مدرک دکترای تقلبی داشته باشد.

گزینه سوم: آمار دروغ داده باشد.

گزینه چهارم: صاف صاف توی چشم مردم دروغ گفته باشد. "

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/02ساعت 15:55  توسط واحه  | 

 

متاسفم از اینکه در کشوری زندگی می کنیم که رهبرش به شکل صریح و علنی از یک جریان سیاسی خاص حمایت می کند و قادر به موضعگیری فراجناحی و عادلانه نیست، متاسفم که حرف حق را حتی از اردوگاه خودشان بر نمی تابند! متاسفم که تملق و چاپلوسی و آستان بوسی تا به حدی رسیده است که مجریان رسانه ای ملی، برای فردی متقلب و دروغگو نامهء مهوع فدایت شوم، می نویسند! متاسفم که هر وقت صدای دادخواهی مان برخاسته متهم شده ایم به منافق بودن، به آشوبگری، به صفت اراذل و اوباش... و مورد هجوم وحشیانهء مامورانی مخفی واقع شده ایم! متاسفم که به اسم عدالت قربانی می شویم و هر ظلمی بر ما رواست! متاسفم که از ما می خواهند دروغ را با زبان خوش باور کنیم وگرنه باتوم است و چماق و درگیری! متاسفم که اینروزها وقتی غروب از خانه بیرون می زنم اطرافم پُر است از ماموران چماق به دست مسلح، با هیکلهایی درشت و بی قواره که حضورشان پُر از حس ناامنی ست و نفرت... اراذل و اوباش قدیم، سر کوچه ها می ایستادند و تسبیح در دست می چرخاندند و با متلک گویی، حضور چندش آورشان را به رُخ می کشیدند و امروز ماموران دولتی با نگاههای مزاحم، باتوم در دست می گردانند و سر کوچه ها رهگذران را برانداز می کنند!

متاسفم که ایرانی ام! متاسفم که وطنم اینجاست! خانه ام اینجاست! خانواده ام اینجاست! خاکم اینجاست...

رنگ سبز موسوي، انتخاب استعمارگران بود!

وقتی خبرگزاری دولت انتقاد رئیس مجلس را هم بر نمی تابد

باهنر: صداوسيما تريبون اكثريت جامعه نباشد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/04/01ساعت 13:38  توسط واحه  | 

 

این عبارتِ بی نیاز از توضیح در نماز جمعه دیروز: " اگر قانون را زير پا بگذارند، مسئول خون‌ها خواهند بود " کافی بود تا امروز، تجمع آرام معترضان به انتخابات، به خون کشیده شود، درست مانند شنبهء گذشته، امروز نیز خیابان فلسطین سراسر آتش و دود و گاز اشک آور و باتوم و سنگ و شعار بود... پیش چشمهایم با فاصلهء چند متری، شاهد بودم که حدود ده نفر از افراد پلیس ضد شورش، جوانی را آنقدر با باتوم زدند که تمام سرش پُر از خون شد و شدت خونریزی بینی دستها و لباسش را غرق خون کرد، فریاد می زد مردم کمک.. مردم کمک... چند بار نفس در سینه ام حبس شد، خواستم بدوم جلو و بگویم رهایش کنید... بس است... اما ترسیدم، نه از کتک خوردن، نه از باتوم، نه حتی از مرگ، ترسیدم از زندان، از بودن در چنگِ بی صفتان کثیف، حیوان، پست، رذل...

جوان را در آمبولانس گذاشتند و بردند، نمی دانم زنده خواهد ماند؟...

تصاویر: درگیری‏های روزگذشته

بیانیه موسوی خطاب به مردم

دستگیری 5 تن از اعضای خانواده هاشمی

 نامه ميرحسين موسوي به شوراي نگهبان

نامه هشداری فرمانده ناجا به موسوي

علت دادن مجوز به حامیان احمدی‏نژاد

مجمع روحانیون مبارز: راهپیمایی نداریم

غیبت موقت آیات جوادی آملی، امینی و استادی در نماز جمعه قم

اتهام عجیب خبرگزاری دولت به امام!

لاریجانی: کاش اعضای شورای‌نگهبان از نامزدی حمایت نمی‌کردند

علت مشاركت بالاي 100 درصد برخی حوزه‏های رای‏گیری!

سخن رهبری، موضع کیهان و رأی من به کروبی

تکذيب خبر بمب گذاری در تهران

گروهی که مسئولیت انفجار انتحاری در حرم امام (ره) را پذیرفتند

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/30ساعت 20:15  توسط واحه  | 

 

"جمهوری اسلامی"، پیشنهاد امام خمینی بود به مردم ایران و در سال پنجاه و هشت با بالاترین مشارکت مردم، رای " آری" گرفت، تنها سه دهه بعد، در خرداد ماه سال ۱۳۸۸، جوانی ست رو به احتضار... بر بستر مرگ افتاده، با پیکری خون آلود، زخم خورده، کبود، بی رمق، بی جان... فرزندی نامشروع در شُرف تولد است: "حکومت اسلامی" جعلی!

حکومت اسلامی حقیقی، تنها با حضور امام معصوم معنا دارد، که در زمان امام علی علیه السلام نیز، امام وقتی حکومت را می پذیرند که مردم به خانهء ایشان می روند و قبول مسئولیت را از ایشان می خواهند، امام پس از پذیرش مسئولیت در اولین کلام، قدرت را از آب دهان بز بی ارزش تر می دانند، حتی در عصر امام معصوم نیز، پذیرش مسئولیت و حکومت، با خواست و ارادهء مردم، بر امام واجب می شود... البته عجیب نیست، رجالی که از هاله نور سخن می گویند، خود را همتا با امام معصوم نیز جا بزنند، همهء ارزشها را تا سطح نازل خودشان پایین آورده اند و همه دستاوردهای یک قرن مبارزهء ملت ما، در سقوط آزاد به سمت زیر صفر می رود...

 تصاوير: تجمع آرام متعرضان به نتيجه انتخابات چهارشنبه 27 خرداد ماه 1388

 اینجور که پیداست آقایون خیال دارند به هر قیمتی شده، رییس جمهور منتخب خودشون رو، بر مسند وامانده نگه دارند! غافل از اینکه پرداختن هزینه ای سنگین، برای نگه داشتن یک مهرهء سوخته، تنها هرز رفتن باقیماندهء اعتبار است! 

اینروزها آن آخرین حرفهای شاه خطاب به ملت ایران را ، که هر دههء فجر از تلویزیون پخش می شود، دائم در ذهنم مرور می کنم، آنجا که می گوید: " من نیز صدای انقلاب شما را شنیدم"... و با خودم فکر می کنم چه دیر! باید لااقل پانزده سال زودتر شنیده بود...

به خدا پناه می بریم، خدا با ما هست... به قول شیخ صاحب افاضات:

اللّهم انّا نَرغبُ اليك في دولةٍ كريمة تُعِزُّ بها الاسلام و أهله و تُذلُّ بها النفاق و أهله...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/27ساعت 23:10  توسط واحه  | 

 

امروز سه شنبه، ساعت ۱۶ میدان ولیعصر در کنترل لباس شخصی های باتوم به دست، باتوم ها را لابلای پارچه استتار کرده اند و از ماشین بیرون می آورند با اینحال آنقدر آی کیو ندارند که بفهمند برای استتار باتوم، کادو پیچ کردنش با پارچه کافی نیست! و کاملا مشخص است که درون این پارچهء پیچیده چیست!

حالم از مجریان صدا و سیما هم بهم می خورد، لبخند می زنند و دروغ می گویند، انگار از در و دیوار این شهر دروغ می بارد...

 

 

سرانجام برای یکبار هم که شده: اقدام تحسین برانگیز ناجا در میدان ونک!

 تصاوير: تجمع آرام حاميان موسوي دوشنبه 25 خرداد خیابان آزادی

انتقاد محتشمی‏پور به تشبیه مردم به خار و خاشاک

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/26ساعت 16:13  توسط واحه  | 

 

امروز در حرکتی خودجوش حامیان موسوی در خیابان انقلاب تجمعی آرام را آغاز کردند به همراه جمعیت از خیابان فلسطین سرازیر شدیم به خیابان انقلاب رسیدیم مقابل دانشگاه تهران موج جمعیت هر دو باند خیابان و خط ویژه اتوبوس را گرفت و از میدان انقلاب تا میدان آزادی موج فشردهء جمعیت... پلیس ضد شورش با لباسهای ضد گلوله و کلاهخود و سپر و باتوم و مسلسل به نرده های میدان انقلاب تکیه زده بودند و با حیرت جمعیت را تماشا می کردند از انقلاب تا آزادی دیگر فقط خودمان بودیم همهء سبز پوشها و شعارهایمان:

رای ما رو دزدیدن، دارن باهاش پُز می دن

این شصت و سه درصد که می گن کو؟ دروغگو

احمدی به گوش باش ما مردمیم نه اوباش

نصر من الله و فتح غریب مرگ بر این دولت مردم فریب

تا احمدی نژاده هر روز همین بساطه

گفته بودیم اگر تقلب بشه ایران قیامت می شه

هالهء نور رو دیده، رای ما رو ندیده!

...

جالب اینجاست که اس.ام.اس قطع است و مردم دهان به دهان بهم اطلاع رسانی کردند، زیر آفتاب داغ و سوزان موج جمعیت تا میدان آزادی رفت، از پرچمهای حاشیهء میدان یکی را پایین کشیدند و پرچم سبز را بالا بردند، در طی مسیر روی مقواها با دست نوشته تجمع بعدی را سه شنبه ساعت ۵ میدان ولیعصر اعلام کردند، که با خواست مهندس موسوی لغو خواهد شد.

 راهپیمایی آرام حامیان موسوی میدان آزادی+عکس

حضور خاتمی، موسوی و کروبی برای آرامش راهپیمایان

پیام رهبری، تأکید جنتی و بررسی کامل آرا در فرصت ده روزه

دعوت مردم به یک تجمع بدون مجوز از سوی روزنامه ایران

سایت توکلی: حماسه انتخابات، به باخت مردم تبدیل شد

سانسور احمدی‌نژاد در روزنامه‌های بذرپاش و کیهان

دروغ بزرگ خبرگزاری دولت و کیهان؛ با چه هدفی؟

رهبر: بررسی ضرب و شتم دانشجویان کوی

لاریجانی: وزیر کشور پاسخگوی اتفاقات اخیر باشد

ورود لاریجانی برای حل درگیری های اخیر

رئیس دانشگاه شیراز استعفا کرد

میر حسین موسوی: امروز در هیچ راهپیمایی شرکت نمی کنم / مردم در دام آشوب طلبان نیفتند

راهپیمایی میلیونی حامیان موسوی در آرامش کامل برگزار شد، این آشوبها فقط می تواند ساخته و پرداختهء لباس شخصی های باتوم به دست باشد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت 22:30  توسط واحه  |