تبليغاتX
واحه
در معماری، طنز، ادبیات، هنر و نوشته هایی انتقادی، اجتماعی
 

یکی از الطاف خداوند به من این بوده است که، خوشوقتانه موفق شدم در رشتهء مورد علاقه ام تحصیل و در همین زمینه مشغول به کار شوم، همیشه آغاز یک طرح جدید برایم پُر از حس هیجان و تحول و تمام مراحل اتود زدن برایم مانند کنار هم چیدن قطعات یک پازل است، وقتی به طرح نهایی می رسم، همان لذتی برایم تداعی می شود که از تمام کردن یک پازل و یا پیدا کردن کلید یک معما، یا حل کردن یک معادله ریاضی به آدم دست می دهد. این لوگو ( آرم، نشانه ) یکی از آخرین کارهایم است که با تمام سادگی اش دوستش دارم. افرادی که در یک هشت ضلعی گرد هم نشسته اند، تداعی کنندهء تیمچه ها در بازارهای سنتی، تیمچه همان میدان گاه میان راستهء بازار است، که دورادورش حجره ها قرار گرفته اند. و گل لوتوس یا نیلوفر آبی در میان، الهام گرفته از نقش برجسته های تخت جمشید، نماد رونق و شکوفایی.

                                             

 

اما متاسفانه طراحی سایت این شرکت به شدت ضعیف است، وقتی هر بخش کار دست یک نفر باشد و این افراد با هم هماهنگی و همکاری نداشته باشند، نتیجه نهایی، موفق نخواهد بود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/14ساعت 22:12  توسط واحه  | 

 

در سالهای جوانی بعنی همین چهار، پنج سال پیش که هنوز جوان بودم و رویاهای خام در سر داشتم، در به در به دنبال گرفتن مجوز نشر از وزارت واماندهء فرهنگ و ارشاد بودم، برای تهیه کتاب و محصولات فرهنگی ویژهء کودکان که بعد از تشکیل پرونده و مدتی از این اداره به آن اداره رفتن و هر روز پاسخهای الکی شنیدن فهمیدم که بابا من چقدر خوش خیال بوده ام و بی خیالش شدم.

همان سالها ترانه هایی کودکانه گفتم با مضمون توجه بچه ها به طبیعت، گلها و گیاهان که البته پُر از ایراد بودند، برای ترانه ها تصویرسازی هایی هم اتود زدم که اینجا بخشی از یکی از ترانه ها و بخشی از تصویرسازی هایش را گذاشته ام:

                       

یه وقتایی یه پیشی سر می کشه تو حیاط

کمی ازش می ترسم پس نمی رَم تو حیاط

بهش می گم پیشی جون خیلی دوسِت دارم من

یه کم برو عقب تر تا من ازَت نترسم!

 

                       

مامان بزرگم می گه پیشی که ترس نداره

هم اهلی، هم ملوسه، هم با آدمها دوسته

ایرادِ اصلی اون اینه که تو زباله

یا تو آبِ کثیفِ جوی میون کوچه

راه می ره و دنبالِ یه خوردنی می گرده

چاره ای هم نداره چونکه غذا نداره

 

                       

به خاطر همینه که اون پیشی کثیفه

تمام موهای اون پُر از کِرمهای ریزه

غذایی که می خوره آلوده و کثیفه

بنابراین اون پیشی یه حیوونِ نحیفه

 

                      

 مامان بزرگ با یک دست یه ظرف پُر از شیر آورد

دست منو با دستِ دیگر گرفت و آورد

ظرف شیر و گذاشتیم روی زمین تو حیاط

مامان بزرگ به پیشی پیش پیشی کرد گفت بیا

 

                     

 پیشی پرید پیش ما، من یه کمی ترسیدم

دستِ مامان بزرگ و دامنش و چسبیدم

شیر خوردن یه پیشی یه لحظهء قشنگه

من پیشی رو دوست دارم یه حیوون قشنگه

                                    

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/12/04ساعت 10:35  توسط واحه  | 

 

یادواره شهدای متولد کربلا ..............................................................

این اتودِ پوستر یادواره شهدایی بود که در کربلا متولد شده و در جبهه به شهادت رسیده اند، البته متاسفانه این اتود تایید نشد و منتظرم ببینم طرح تایید شده ای که بر در و دیوار شهرها بالا خواهد رفت چقدر از این طرح قوی تر است، تاریخ یادواره ۲۰ مهرماه بود و اگر تاریخ تغییری نداشته باشد باید همین روزها طرح تایید شده را در بیلبوردها دید...

 

                         

 

...........................................................................................

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/19ساعت 13:31  توسط واحه  | 

 

 چند طرح و اتود .......................................................................

پوسترها به ترتیب:

۱. پانزدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب

۲. پوستر برای فیلم ارتفاع پست که در مرحله فیلمنامه بود آن زمان و نامش اتوپیا بود و بعد تغییر یافت، فیلمنامه را ندیده بودم! فقط بر اساس مصاحبه مختصری که از حاتمی کیا خوانده بودم این ایده به ذهنم رسید!

۳ و ۴. پوستر تجاری از دوربین های پریمیر که سال ۸۳ چاپ شدند.

        

 

        

 

نمونه های تقویم دیواری چهارصفحه ای چهار فصل:

      

       

 

نمونه های آگهی داخل مجلات:

          

 

........................................................................................

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/10ساعت 14:9  توسط واحه  |