تبليغاتX
واحه - مرگ جمهوری...
در معماری، طنز، ادبیات، هنر و نوشته هایی انتقادی، اجتماعی
 

"جمهوری اسلامی"، پیشنهاد امام خمینی بود به مردم ایران و در سال پنجاه و هشت با بالاترین مشارکت مردم، رای " آری" گرفت، تنها سه دهه بعد، در خرداد ماه سال ۱۳۸۸، جوانی ست رو به احتضار... بر بستر مرگ افتاده، با پیکری خون آلود، زخم خورده، کبود، بی رمق، بی جان... فرزندی نامشروع در شُرف تولد است: "حکومت اسلامی" جعلی!

حکومت اسلامی حقیقی، تنها با حضور امام معصوم معنا دارد، که در زمان امام علی علیه السلام نیز، امام وقتی حکومت را می پذیرند که مردم به خانهء ایشان می روند و قبول مسئولیت را از ایشان می خواهند، امام پس از پذیرش مسئولیت در اولین کلام، قدرت را از آب دهان بز بی ارزش تر می دانند، حتی در عصر امام معصوم نیز، پذیرش مسئولیت و حکومت، با خواست و ارادهء مردم، بر امام واجب می شود... البته عجیب نیست، رجالی که از هاله نور سخن می گویند، خود را همتا با امام معصوم نیز جا بزنند، همهء ارزشها را تا سطح نازل خودشان پایین آورده اند و همه دستاوردهای یک قرن مبارزهء ملت ما، در سقوط آزاد به سمت زیر صفر می رود...

 تصاوير: تجمع آرام متعرضان به نتيجه انتخابات چهارشنبه 27 خرداد ماه 1388

 اینجور که پیداست آقایون خیال دارند به هر قیمتی شده، رییس جمهور منتخب خودشون رو، بر مسند وامانده نگه دارند! غافل از اینکه پرداختن هزینه ای سنگین، برای نگه داشتن یک مهرهء سوخته، تنها هرز رفتن باقیماندهء اعتبار است! 

اینروزها آن آخرین حرفهای شاه خطاب به ملت ایران را ، که هر دههء فجر از تلویزیون پخش می شود، دائم در ذهنم مرور می کنم، آنجا که می گوید: " من نیز صدای انقلاب شما را شنیدم"... و با خودم فکر می کنم چه دیر! باید لااقل پانزده سال زودتر شنیده بود...

به خدا پناه می بریم، خدا با ما هست... به قول شیخ صاحب افاضات:

اللّهم انّا نَرغبُ اليك في دولةٍ كريمة تُعِزُّ بها الاسلام و أهله و تُذلُّ بها النفاق و أهله...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/27ساعت 23:10  توسط واحه  |